سلام خدمت همه ی عزیزان
آمار وبلاگ رو که نگاه می کنم هر روز به 30 نفر می رسه!
واسه من خوبه
اما نمی دونم چرا عزیزان نقطه نذرات خودشون رو نمی گن؟ یعنی وبلاگ من لیاقت این رو نداره که نظرات شما رو داشته باشه؟
هر جور میلتونه!
شاد باشید
خدانگهدار
این مطلب به دنبال طرح برخی مباحث خرافهگرایانه در سالهای اخیر در کشور نگارش یافته و به نقد این اندیشهها پرداخته است. که در ادامه آن با طرح چند سوال از رئیسجمهور و استمداد از علما و مراجع تقلید آفات رواج این خرافات گوشزد شده است. بدون شک علمای بزرگوار شیعه در طول تاریخ تشیع، پاسداران حریم عقاید و احکام اسلام و مذهب شیعه بوده و در برابر هرگونه کجاندیشی و کجروی به شدت مقابله کرده و در این راه جمع زیادی از بهترین آنان به شهادت رسیدهاند. ادامه مطلب...
گروه سیاست: مشاور رئیسجمهور در امور نیروی انسانی با انتقاد از هجمه علیه دولت نهم گفت: آقای احمدینژاد با تمام قدرت در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی ایستاده است. به گزارش فارس، علی ذبیحی در مسجد علی ابن ابیطالب تبریز ضمن انتقاد از برخی نزدیکان و دوستان دولت افزود: به عملکرد برخی از خودیها که دم از اسلام و انقلاب و رهبری میزنند اما در مقابل رئیسجمهور قرار گرفتهاند معترض بوده و از این امر بسیار متاسف هستیم چرا که توقع دیگری از این خودیها داشتیم. مشاور رئیسجمهور در امور نیروی انسانی در ادامه گفت: اقدامات آقای احمدینژاد طی سه سال گذشته موجب شد که منافع نامشروع بسیاری از قدرتهای خارجی و حتی محافل داخلی به خطر افتاده و آسیب جدی ببیند، از این رو برخی به فکر برکناری یا ترور رئیسجمهور افتادند که افشای توطئه ربودن رئیسجمهور در سفر به عراق و توطئه ترور ایشان در اجلاس فائو از آن جمله است که هر دو نیز به خواست خداوند در نطفه خفه شد. مشاور رئیسجمهور در ادامه فضای کنونی کشور را با حوادث اوایل انقلاب مقایسه کرد و افزود: امروز نیز مانند اوایل انقلاب عدهای در داخل و خارج از کشور قصد دارند فضای جامعه را علیه آقای احمدینژاد مسموم کرده و زمینه را برای انجام برخی اقدامات ناخوشایند آماده کنند که این امر در راستای دستور صریح بوش نسبت به ترور مقامات ایرانی صورت میگیرد. وی با اشاره به اوایل انقلاب و مقایسه آن با شرایط کنونی گفت: در زمان حیات شهید مظلوم، آیتالله بهشتی نیز فضایی ایجاد شد که بسیاری از خودیها در مقابل ایشان ایستادند و با تهمت و افترا این سرمایه انقلاب را زمینگیر کرده سپس توطئه ترور وی را عملی ساختند. ذبیحی با اشاره به حمایتهای بیدریغ مقام معظم رهبری از دولت و رئیسجمهور اظهار داشت: معظم له بارها حمایت خود را از دولت و شخص رئیسجمهور اعلام کردند و همواره نیز بر مجلسی که راه را برای دولت هموار کند، تاکید ورزیدند. وی در ادامه خطاب به مدعیان ولایت فقیه و نظام گفت: چگونه از ولایت فقیه دم میزنید اما به فرمایشات مقام عظمای ولایت در زمینه ضرورت حمایت از دولت توجه نمیکنید؟ وی در ادامه به حماسه سوم تیر اشاره کرد و گفت: امروز برخی قصد دارند با ایجاد وضعیت نابسامان اقتصادی و فشارهای مختلف، از مردمیکه حماسه سوم تیر را رقم زدند، انتقام بگیرند که این اقدام بزرگترین جفا در حق مردم است. مشاور رئیسجمهوری یکی از مهمترین دلایل فشارها به دولت نهم را افزایش محبوبیت احمدینژاد در میان مردم دانست و تصریح کرد: برخی محافل از این نگران هستند که مردم برای انتخابات آتی ریاستجمهوری باز هم به آقای احمدینژاد اقبال داشته و ایشان را انتخاب کنند که در این صورت متضرر خواهند شد، از این رو هرچه به انتخابات ریاستجمهوری دهم نزدیک میشویم دامنه تقابلها و هجمهها علیه دولت نیز افزایش مییابد که البته طبیعی است.
انتهای خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com
سخت است دفاع کردن از مردی که مددی ندید این روزها جز مشتهایی که به خشم در مقابل دانشگاه زنجان بالا رفت و در دیگر سو پرچم بدنامیاش بر آسمان رسانههای مکتوب و غیرمکتوب علم شد اما در کنار تمام نگاههای منتقدی که به این واقعه نقبی زدهاند تاکنون کسی جرات و جسارت دفاعی کوچک نیافت نه از او بلکه از حریم خانوادهاش که این روزها خانهاش جز سقف رسوایی و دیوار بدنامی، حصاری ندارد. ادامه مطلب...
شهرقم که پس از انقلاب درکانون توجه جریانات سیاسی بوده است شاید برگزاری یک همایش خبرساز در روزهای پایانی هفته گذشته بود. ششمین اجلاسیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و علمای بلاد پرخبرترین و پرحاشیهترین همایش سیاسی در روزهای گذشته بود. این همایش با موضوع <روحانیت و نظام و با سخنرانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیسجمهور، رئیس قوه قضاییه و برخی از مراجع تقلید برگزار شد. در این همایش همچنین بنا بود که علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی سخنرانی کند که به علت بیماری دخترش در این جلسه شرکت نکرد. ادامه مطلب...
گروه سیاست :زمانی که رئیسجمهور درخواست خروج خبرنگاران از اجلاسیه سراسری جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و علمای بلاد را مطرح کرد احتمال میرفت که میخواهد سخنان خاصی را مطرح کند. او در این اجلاس از تصمیم آمریکا برای ربودن خود خبرداد. براساس خبر اعلام شده توسط ریاستجمهوری احمدینژاد به سفر چندی پیش خود به عراق اشاره و خاطر نشان کرد: من اولین رئیس دولتی بودم که با اعلام قبلی دو روز به این کشور سفر رسمی کردم. پیش از من روسای دولتهای آمریکا و انگلیس به واسطه حضور گسترده نظامیان خود در این کشور چند ساعتی حضور پیدا کرده اما هیچکدام از آنها شب را در عراق نماندهاند. رئیسجمهور همچنین با یادآوری اینکه حاضرنشده در سفر عراق در منطقه تحت کنترل آمریکاییها (منطقه خضرا) اقامت گزیند، خبر داد: براساس اطلاعات موثق، دشمنان طرح ربودن و ترور خادم ملت را در سفر به عراق برنامهریزی کرده بودند که به فضل الهی با تغییر یکی دو برنامه در اراده و تصمیم آنها تزلزل ایجاد شد و وقتی متوجه موضوع شدند که عراق را ترک کرده بودیم و آنها همچنان مبهوت ماندهاند.ادامه مطلب...
خبرنامه امیرکبیر: در پی هتک حرمت اخیر یک دانشجوی دختر دانشگاه زنجان توسط معاون دانشجویی دانشگاه و حوادث اخیر دانشگاه همدان، روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت ضمن صدور بیانیه ای خواستار عذرخواهی و استعفای زاهدی، وزیر علوم، شد. متن این بیانیه به شرح زیر است:
وزیر علوم باید عذرخواهی کرده و استعفا کند
در حالی که هر روز اخبار متعددی از محرومیت از تحصیل دانشجویان منتقد و عدم ارائه کارنامه به آنها برای تحصیل در مقاطع بالاتر انتشار می یابد وهمچنین تشکلهای مستقل تعلیق یا منحل می شوند از سوی دیگر کمبود امکانات رفاهی، سو مدیریت مدیران و در نهایت سقوط اخلاقی برخی از حامیان دولت من جمله برخی از مسئولین دانشگاهها هر روز فاجعه می آفریند و البته در این میان ذکر بیکاری، گرانی، فساد اداری و سوء مدیریت گسترده در کشور در سایه حکومت مهروزان نهم خود تکرار مکررات است.
هنوز چند روز از تحصن موفقیت آمیز دانشجویان دانشگاه تربیت معلم به دلیل مشکلات صنفی نگذشته است که اخبار نگران کننده ای از مسمومیت گسترده دانشجویان دانشگاه همدان به دلیل ضعف مدیریت مسئولان به گوش می رسد و در نهایت اخبار نگران کننده ای از تعرض به یک دانشجوی دختر توسط معاون دانشجویی دانشگاه زنجان همگان را در تاثری عمیق فرو می برد. پیشنهاد بی شرمانه برقراری ارتباط نامشروع و اقدام به این عمل -هرچندکه با دخالت دانشجویان ناکام ماند- از سوی معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان که سابقه عضویت در نهادهای شبه نظامی را نیز دارد در حالی روی داد که سه روز پیش همان معاون دانشجویی دستور انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان را صادر نموده بود و پس از این دستور وی که به گمان خویش از دست منتقدان خلاص شده است، دختری دانشجو که در کمیته انضباطی دارای پرونده بوده است را تحت فشار می گذارد که با وی رابطه نامشروع برقرار نماید و این درحالی است که این فرد در سال اخیر دختران دانشجوی بسیاری را به دلیل پوشش نامناسب به کمیته انضباطی فراخوانده است!!
این اتفاق در حالی روی می دهد که چندی پیش در دانشگاه کرمانشاه مامور حراست با استفاده از حربه کمیته انضباطی به دختری تعرض نمود و در دانشگاه سهند تبریز نیز اخباری دراین زمینه انتشار یافت. هر چند این تنها مدیران دولت نهم در دانشگاهها نیستند که چنین اعمال ننگ آوری را مرتکب می شوند بلکه چند نماینده حامی دولت نیز به دلیل فساد اخلاقی بازداشت شده اند و اخباری مبنی بر فساد مالی سران این گروه در روزهای اخیر منتشر شده است .
مجموعه حوادث رخ داده در دانشگاهها من جمله کمبود گسترده امکانات رفاهی و مسمومیت گسترده غذایی در چند دانشگاه کشور و در نهایت هتک حرمت دختران دانشجو توسط مسئولین دانشگاهی که از ابتدای دولت نهم شاهد آن بوده ایم به خوبی ضعف مدیریتی و اخلاقی دولتمردان نهم را آشکار می سازد و نشان می دهد انگیزه حذف منتقدان در جامعه و به خصوص دانشگاه جهت سرپوش نهادن بر چنین سوء مدیریتها و اقدامات شرم آوری است که برخورد با احزاب و رسانه های منتقد در سطح جامعه و به تبع آن فساد اخلاقی و مالی گسترده حامیان دولت و همچین انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان و بروز چنین حادثه ای خود گواه این مدعی است.
در پایان دفتر تحکیم وحدت ضمن ابراز تاسف از حوادث رخ داده در دانشگاه همدان و زنجان اعلام می دارد بی شک وقوع چنین حوادثی در سطح جامعه و دانشگاه در فاصله ای کوتاه، آنهم به وسیله حامیان دولت نتیجه تلاش برای حذف منتقدان و خیال آسوده مجرمان برای انجام چنین اعمالی است. همچنین از آنجا که وزیر علوم با تکیه بر پاسخگو بودن نسبت به اعمال مسئولین دانشگاهها اقدام به انتصابی نمودن روئسای دانشگاهها و معاونین آنها کرده است بر این اساس اکنون باید پاسخگوی این اعمال ننگین باشد که تنها در دولت نهم شاهد آن هستیم و باید ضمن معذرت خواهی از جامعه دانشگاهی هر چه سریعتر استعفا دهد.
http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009919
سلام
یه مدت نبودم چون هم حسش نبود ! هم خبری گیرم نیومد و هم امتحانات بود!
امروز یه شعر از خلیل جوادی گذاشتم خیلی باحاله!
خودم از رو صداش نوشتم
زیاده اما حتما بخونیدش
محکمه الهی
یه شب که من حسابی خسته بودم ،همین جوری چشام و بسته بودم
سیاهی چشام یه لحظه سر خرد ، یدفعه مثل مرده ها خوابم برد
تو خواب دیدم محشر کبری شده،محکمه الهی برپا شده
خدا نشسته مردم از مرد و زن،ردیف ردیف مقابلش واستادن
چرتکه گذاشته و حساب می کنه،به بنده هاش عطاب خطاب می کنه
می گه چرا این همه لج می کنید؟،راهتون رو بی خودی کج می کنید؟
آیه فرستادم که آدم بشید ، با دلخوشی کنار هم جمع بشید
دلای غم گرفته رو شاد کنید ، با فکرتون دنیا رو آباد کنید
عقل دادم برید تدبر کنید ، نه اینکه جای عقل و کاه پر کنید
من بهتون چقدر ماشاالله گفتم ؟ ، نیافریده بارک الله گفتم
من که هواتون رو همیشه داشتم ، حتی یه لحظه گشنتون نذاشتم
اما شما بازی نکرده باختید ، نشستید و خدای جعلی ساختیدادامه مطلب...
امشب داشتم برنامه ی محرمانه از شبکه 3 رو نگاه می کردم آقای بادامچیان که از نزدیکان امام و از دوستان نزدیک شهید والامقام رجایی بود و از 7 سالگی با هم دوست بودند یک خاطره ای از زمانی که به ایشون پیشنهاد نخست وزیری رو دادند را گفت که خیلی برام جالب بود!
چون واقعا از شهید رجایی هیچی نمی دونستم خیلی دوست داشتم بدونم که آیا واقعا آقای احمدی نژاد شبیه ایشون بوده یا نه !
آقای بادامچیان گفت:وقتی که شهید بهشتی و دیگر سران مملکت تصمیم گرفتند که شهید رجایی به عنوان نخست وزیر معرفی شود من به در منزل شهید...(اسمشون یادم رفت!)به شهید رجایی گفتیم . ایشون فرمودند که باید فکر کنم. ما گفتیم که الآن کشور در اوضاع و آشفتگی های انقلاب هست و نمی تواند بدون نخست وزیر بماند و وقتی حزب شما را انتخاب کرده به عنوان دستور است و شما باید آن را قبول کنید. ایشون فرمودند که باید بررسی کنم که:1-آیا کسی در کشور وجود ندارد که لایق تر و کارآمد تر از من باشد؟ اگر هست تلاش کنیم که ایشون جای من نخست وزیر شوند.2-آیا من می توانم از پس این کار بر بیایم که در آینده شرمنده ی مردم نشوم؟3-آیا بعد از آن که به این سمت رسیدم موقعیت الآن خودم را فراموش نمی کنم؟
ایشان از ما یک هفته وقت خواستند.
آقای بادامچیان گفت بعد که موضوع را به شهید بهشتی گفتیم ایشان فرمودند که آقای رجایی باید با خدای خودش خلوت کند.
بعد از یک هفته برای شنیدن جواب پیش ایشان رفتیم که گفتند: در کشور افراد لایق تری وجود دارد ولی بنی صدر مانع از نخست وزیری آن ها می شود.
تا زمانی که شما ها (شهید بهشتی و دیگر دوستانشان)پشتیبانم باشید می توانم موفق باشم و سرافراز در برابر مردم باشم
و برای این که خودم را گم نکنم هفته ای یک بار به دیدار دوستان و همکارانم در نخست وزیری می روم و با لباس های دوران زندانم به شست و شوی دستشویی ها و تمیز کردن می پردازم تا همواره بدانم که برای به پیروزی رسیدن انقلاب این کارها را انجام داده ام و هم اکنون هم هر چه دارم از انقلاب است و این سمت من هم از انقلاب است.
شخصیت شهید رجایی این گونه بود!
حالا شما که این مطلب رو خوندید خودتون قضاوت کنید که آیا آقای احمدی نژاد زمانی که می خواستند کاندیدا شوند به این معیار ها که شهید رجایی زمان انتصاب به نخست وزیری برای خود در نظر گرفته بود را در نظر گرفتند؟ممنون می شم نظرتون رو بگید! شاید من اشتباه می کنم!
به نظر من و تا آنجایی که من اطلاع دارم آقای احمدی نژاد دو مورد اول را رعایت نکردند!
اگر از مردم بپرسید نرخ بهره بانکی چقدر باشد، اکثریت قابل توجهی، شاید بیش از 90 درصد مردم از نرخ پایین و حتی صفر استقبال و حمایت میکنند، زیرا میدانند که قرار نیست آنان وامی پرداخت کنند که با نرخ بهره بالا موافقت کنند، پس حتماً وامگیرنده هستند و چه بهتر که نرخ بهره پایین باشد. حالا اگر بلافاصله از همین مردم بپرسید که آیا حاضرید با نرخ مثلاً چند درصد یا صفر وام بدهید؟ چه پاسخی خواهند داد؟ طبعاً پس از اندکی مکث خواهند گفت من که پولی برای وام دادن ندارم، اگر داشتم، بله پرداخت میکردم. و طبیعی است که چنین کسانی معمولاً هیچگاه هم پولی برای وام دادن ندارند. چون اولین بار که در فضای تورمی 30-20 درصد، وام بدون بهره دهند، به سرعت پولشان از ارزش میافتد و بیپول میشوند، مگر آنکه به منبع عظیمی از سرمایه و رانت وصل باشند که تمامنشدنی تلقی شود. حالا فرض کنید که فردی یا سازمانی پیدا شود که وام کمبهره دهد (مثلاً 10 درصد)، به نظر شما چند نفر جلوی محل پرداخت وام برای اخذ آن صف خواهند کشید؟ تردید نکنید که اگر قضیه جدی باشد، صفی خواهد بود که در عمرتان ندیده باشید. اگر این محل در مرکز تهران باشد، انتهای صف از کرج هم عبور خواهد کرد. (مثل ثبتنام بیش از دو میلیون نفر برای اخذ وام خرید مسکن که بیش از 98 درصدشان چیزی جز امید بیهوده و هزینه ارسال مدارک نصیب آنان نشد) البته بسیاری از مردم داخل این صف نخواهند شد، نه به دلیل آنکه خواهان این وام نیستند، بلکه به این دلیل روشن که میدانند از یکسو وامهای پرداختی محدود است و از سوی دیگر هم پرداختکننده برای خاطر خدا موش نمیگیرد. لذا حتماً باید با وی آشنا و به وی تعهد داشته باشید یا حق و حساب را قبلاً تقدیم کنید تا وامی نصیب شما شود. و از این رو است که میلیونها نفر وارد صف نمیشوند، اما آن تعدادی هم که با این شرایط وارد صف میشوند، بسیار زیاد هستند. حالا فرض کنید که پرداخت وام مذکور نیازمند ارائه معرفینامه از مقام یا موسسه خاصی باشد، یا مثلاً افراد خاصی در دولت یا بیرون دولت با معرفی بتوانند سهمی از این وام را به افراد مورد نظر خود اختصاص دهند. طبیعی است که در اینجا وام مذکور به نوعی در مالکیت افراد معرفیکننده درمیآید و این یعنی اختصاصی کردن قدرت اقتصادی بادآورده و دولتی که مجدداً به قدرت سیاسی و... تبدیل میشود. در اینجا اولین سوالی که مطرح میشود این است که چرا تقاضا برای وام ارزانقیمت زیاد است. پاسخ این است که درواقع بیش از این که وام باشد، کمک بلاعوض است. اگر کسی بتواند صدمیلیون تومان وام 10 درصد را با زمان بازپرداخت 20 سال بگیرد، کافی است که ماهانه کمتر از یک میلیون تومان قسط آن را بدهد. اگر این صد میلیون را نزد یک کاسب معتمد بگذارد ماهانه 5/2 میلیون تومان سود میگیرد که میتواند کمتر از یک میلیون آن را به بانک وامدهنده مسترد کرده و با بقیه زندگی کند و پس از 20 سال هم مبلغ صد میلیون تومان مذکور برایش باقی میماند!! حالا اگر به کسی چنین وامی را بدهند از صدتا کمک بلاعوض که تا حدی موجب تحقیر گیرنده است، بهتر است و گیرنده تا ابد رهین منت وامدهنده خواهد بود. سوال دوم این است که این تفاوت درآمد مفت و مجانی از کجا میآید؟ از آسمان؟ اگر وامدهنده، از جیب خودش وام دهد، این تفاوت درآمد نیز از جیب وی رفته و البته به سرعت هم فقیر میشود و اگر از مال ملت داده شود، طبعاً این تفاوت درآمد از جیب همه ملت پرداخت میشود. اما چون به همه مردم وام نمیدهند، پس این پول از جیب همه مردم برداشته و به جیب تعداد اندکی میرود. رانت کلمه محترمانه این اتفاق است، کلمه درستتر خیانت در امانت و شاید هم اختلاس است. خیانت در امانت است؛ زیرا منابع بانکی عمدتاً از پسانداز مردم تشکیل شده که بانکها موظف هستند این امانت را با بیشترین بهره استفاده کنند. و اختلاس است؛ زیرا اعطای قدرت معرفی افراد برای دریافت وام، نوعی استفاده شخصی از این قدرت عمومی جهت انتقال رانت از منابع عمومی به افراد خاص است. درآمدهای نفتی و تزریق آن به بودجه عمومی و دولت و وابسته کردن تمام فعالیتها به این درآمدها، سهم اصلی را در تشکیل رانت مذکور ایفا میکند و هرچه این درآمدها به بودجه بیشتر تزریق شود، رانت حاصل بیشتر است و رقابت برای در اختیار گرفتن این رانت و توزیع میان افراد مورد نظر خود، بیشتر میشود. این مصوبه که استقلال کارشناسی بانکها در اعطای وام ارزانقیمت از میان برود و نهادها و افراد دیگری که طبعاً با معیارهای متفاوتی تصمیم میگیرند، وامگیرندهها را معرفی کنند، مصداق روشنی از تلاش برای تسلط گروهی محدود بر توزیع رانت است. البته انصاف باید داشت که در گذشته هم به دلیل تفاوت نرخ رسمی و بازاری بهره بانکی یا ارزش پول، توزیع و پرداخت وام نیز نوعی رانت بود که توزیع آن در اختیار مدیران بانکها و نیز افراد دیگر دولتی و غیردولتی بود و اقدامات اخیر دولت از یک جهت برای خارج کردن این اختیار از دست مدیران بانکها و متمرکز کردن آن در اجزای وابسته به خود است و از سوی دیگر با کاهش بهره بانکی، میزان رانت را اضافه میکند و از این دو حیث با گذشته تفاوت دارد. بنابراین باید گفت که همه مساله بر سر توزیع رانت است و بس.
انتهای خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com
اعتماد ملی: دیروز پس از اینکه در مراسم ویژهای مجلس هشتم رسما گشایش یافت و نمایندگان این دوره کار خود را آغاز کردند، شعب پانزدهگانه بررسی اعتبارنامهها تشکیل شدند تا نمایندگان در اولین گام از مسیر انجام وظیفه، بر صحت وکالت 290 وکیل ملت مهر تایید بزنند یا احیانا اعتبارنامهای را رد کنند. این رویهای است که در مجالس قبلی نیز مرسوم بوده و در شکل آن تغییری ایجاد نشده است اما نکته قابل تامل در این دوره سخنان دیروز دبیر شورای نگهبان است که گفته <چند نفر از دست ما در رفتهاند نباید اعتبارنامهشان تایید شود.> او به نمایندگان مجلس هشتم توصیه کرد <افرادی که نباید اعتبارنامهشان تایید شود را تایید نکنند، چون چند نفر اینگونه هستند که از دست ما خارج شدهاند اما مجلس دیگر نباید اعتبارنامهشان را تایید کند.> او در گفتوگو با ایسنا همچنین گفت: <انتخاب رئیس مجلس، آقای لاریجانی، اولین کار اصلی اکثریت مجلس بود، من از نمایندگانی که حسن انتخاب داشتند تشکر میکنم.>چنین اظهارنظری از سوی یک مقام مسوول در امر نظارت بر انتخابات، جدا از اینکه روشی غیرمتعارف و بدیع به حساب میآید، این شائبه را نیز تقویت میکند که مبادا گروهی - ولو اندک- به پشتوانه چنین سخنانی در برخوردهایی جناحی اعتبارنامههای رقبای اصلاحطلبان را زیر سوال ببرند. هرچند بر اساس اخبار موجود، به نظر میرسد در این دوره اعتبارنامهای بهطور جدی مورد اعتراض واقع نشود، به هر حال ذکر چنین اظهاراتی جای تامل دارد. ادامه مطلب...
(این ستون نیم نگاه یکی از شاهکار های پیمان مقدم توی اعتماد ملی! خیلی باحاله!)
آخر این چه وقت یارانه حذف کردن بود؟ با اعلام حذف یارانه پودر شوینده از سوی وزارت صنایع و معادن بازار سیاه این کالا مجددا به راه افتاده است و وسط افتتاح مجلس جدید و این همه رخداد سیاسی ما باید کلی از کلمات گرانبهای این مقال را به پودر رختشویی و ملحقات آن اختصاص دهیم. خاندایی مستقل ما چندین کارتن پودر یارانهای را کنار گونیهای برنج اعلای شمال انبار فرمودهاند و خطاب به آقابزرگ اصولگرای ما فرمودند: آقا از ما گفتن بود، چند کارتن هم شما انبار کنید بیضرر است. فردا پس فردا یکهو دیدید همین تنباکوی قلیانتان هم از شمول یارانه خارج شد! بعید نیست. مجلسی که با تثبیت قیمتهای جناب حداد آغاز کرد، آخرش به هوای تازه جناب لاریجانی بازگشت نمود. دولتی هم که قرار بود پول نفت را بر سر سفرههای ما عنایت کند، فعلا یکییکی دارد یارانهها را برمیچیند و هیچ رقمه هم نمیتوان به این بزرگواران ثابت کرد که قدرت خرید ما بدمصب همینطور دارد محدود میشود. آقابزرگ خشمگین شده و بانگ برآوردند: آره دیگه! دولت عدالت محور نهم همینطور از بیتالمال رایانه به شما بدهد تا بروید شهریه دانشگاه آزاد را پرداخت کنید و مافیای مدیریت این دانشگاه را فربه نمایید؟ نکند این محموله پودر هم از در پشتی رسیده؟ گفتیم: اولا یارانه، نه رایانه! در ثانی خواهشاً در مورد دانشگاه آزاد و موضوعات مرتبط در اینجا صحبت نکنید، شر درست میشود. آقابزرگ فرمودند: چطور شما در باب انتخاب رئیس جدید مجلس دست افشانی و پایکوبی کنید ولی ما در باب حقایق ریاست دانشگاه آزاد خفقان بگیریم؟ گفتیم: اولا کدام دست افشانی و پایکوبی؟ به حال ما مگر چه تفاوت دارد؟ در غلتانی تشریف بردهاند، در غلتان دیگری جایگزینشان شدهاند. جناب حداد که آنهمه به قول خودشان جانب اعتدال را در منازعات مجلس و دولت نگاه داشتند دست آخر با عبارت <از تخلف شما به کجا باید شکایت برد> از سوی رئیسجمهور محترم بدرقه شدند. جناب لاریجانی که از قبل سابقه پیاده شدن از قطار دولت اصولگرا را دارند و نتوانستهاند همپا و هماهنگ با دولت برای اداره دنیا برنامه بریزند. آقابزرگ فرمودند: شما هم حتما صابون به دلتان زدهاید که از تقابل احتمالی دولت و مجلس اصولگرا به نمد شما هم کلاهی برسد. گفتیم: فعلا نمدهای ما در آب نمکخوابیدهاند تا بعد. اما نکتهای که دبیر محترم شورای نگهبان فرمودهاند <چند نفر از دست ما در رفتهاند نباید اعتبارنامهشان تایید شود> خیلی کلیدی است. مگر میشود که کسی از صافی استصواب ایشان به سلامت در برود؟ آقابزرگ فرمودند: خب بالاخره بعید نیست. شمایی که برای انتقام از اقبال عمومی به جریان اصولگرایی، وکیل مدافع دلفین و روباه میشوید هیچ بعید نیست که در پوستین دیگری خود را پنهان کرده باشید و از صافی استصواب هم گذشته باشید!! گفتیم: حالا به فرض که گذشته باشیم. با حضور جناب لاریجانی روی صندلی ریاست خیلی مجال عرض اندام نخواهیم یافت. ایشان هوای تازه اصولگرایی است. آقابزرگ به سرفه افتادند و فرمودند: امیدواریم... خاندایی وارد بحث شدند: پودر نیمه یارانهای با کیفیت و قیمت مناسب عرضه میگردد. نبود؟
هرطور که به 160 یا 170 رای علی لاریجانی در مقابل 50 رای حدادعادل بنگریم از این واقعیت گریزی نیست که این آرا همه را غافلگیر کرد. روزنامهها جملگی این رایگیری را در صفحات نخست خود و غالبا با تیترهای درشت منعکس کرده بودند. حتی اگر فرض بگیریم که بنا به هر دلیلی و بر اساس <مصلحت>هایی امر بر این دایر شود که دکتر حدادعادل مجددا بر کرسی هیاترئیسه مجلس تکیه بزند، استخراج روز یکشنبه دربرگیرنده پیامهای مهمی برای دولت نهم و پشتیبانان آن، درون و بیرون از مجلس است. چرا که به تعبیری و شاید با اندکی تسامح بشود گفت که ندادن رای به حدادعادل در حقیقت اعلام عدم همراهی و مخالفت با دولت نهم و سیاستهای احمدینژاد بود. ادامه مطلب...
نام: | |
ایمیل: | |


